JavaScript must be enabled in order for you to see "WP Copy Data Protect" effect. However, it seems JavaScript is either disabled or not supported by your browser. To see full result of "WP Copy Data Protector", enable JavaScript by changing your browser options, then try again.

روشهای رسیدن به معامله برد – برد در پروژه های 3D

افزایش راندمان طراحی سه بعدی
افزایش راندمان طراحی 3D پروژه های معماری، عمرانی و صنعتی
۱۳۹۷-۰۴-۱۹
همه را نشان بده

روشهای رسیدن به معامله برد – برد در پروژه های 3D

مخاطب این مطلب هم متخصصان عرصه صنعت 3D هستند و هم شرکتها و افرادی هستند که در جستجوی سپردن پروژه 3D خود به فرد یا شرکت مرتبط بوده اند. خط به خط این بلاگ بر طبق تجربه شخصی من بدست آمده و به راستی که انجام بسیاری از پروژه های 3D (چه با 3ds Max، چه با Revit و چه با دیگر بسته های مرتبط) تلخی ها و شیرینی هایی برایم داشته است. پس خواننده عزیز، هنگام خواندن این مطلب در نظر داشته باشید که مطالبی که نوشته ام بر اساس نگرش و تجربه های شخصی خودم بوده و بنابراین شما نیز قطعاً صاحب ایده و نگرش خودتان در مورد نحوه انجام معامله خواهید بود. طبیعتاً شما از انواع معامله ها آگاه هستید و در یک یا چند شرکت گوناگون فعالیت داشته اید و یا اگر خود – اشتغال هستید، باز هم با روند انجام معاملات آشنایی دارید. خوب اگر به طور رسمی شرکتی درخواست خود را (چه فکس یا ایمیل) در قالب نامه ارسال کند که نوع درخواست کاملاً شفاف بوده و معمولاً اینگونه شرکتها از شرکتهای دیگر استعلام می گیرند. گاهی نیز یک شرکت معتبر و بزرگ از یک فرد خود – اشتغال (بدون داشتن شرکت) استعلام می گیرد که مهارت و نمونه کارهای آن فرد آنقدر شفاف و گویا است که فاکتور اعتماد به سادگی بدست آمده است. در حالتی دیگر افراد هستند که در قالب غیر رسمی (بدون ارائه نامه درخواست)، بیشتر به صورت تلفنی یا از طریق شبکه های مجازی استعلام شفاهی می گیرند و به ندرت پیش می آید که به طور کتبی و کاملاً شفاف درخواست خود را مطرح کنند. من پیش از این در نوشته ای با نام افزایش راندمان طراحی سه بعدی پروژه های معماری، عمرانی و صنعتی در خصوص انواع سناریوهای بوجود آمده بین 3D کار و مشتری اش اشاره کرده ام. به راستی که اگر نوع درخواست به طور دقیق ریشه یابی نشود، به طور دقیق و شفاف معلوم نشود که سفارش دهنده پروژه 3D چه می خواهد و یا بدتر از آن خود شرکت یا فرد انجام دهنده پروژه 3D دقیقاً نداند که قرار است وارد چه چالشهایی برای آن پروژه شود، شک نکنید که تلخی هایی در پیش خواهد بود. بارها در همین وبسایت خودم گفته ام که همه چی پول نیست! معامله برد – برد فقط مربوط به انتقال پول از یک منبع به فرد یا شرکت دیگری نیست. پس چه چیزی در درجه نخست اهمیت دارد؟ شفاف بودن و دقیق بودن نوع درخواست! خود من به عنوان مثال، فرم پرسشنامه ای مرتبط با هر نوع پروژه ای آماده دارم و همیشه به مشتریهای خود این موضوع را مطرح می کنم. اما کمتر فرد یا شرکتی به این موضوع خوشامد گفته و حاضر به پر کردن فرم پرسشنامه شده است! بله هر فرد یا شرکت استراتژیهای مخصوص به خود برای بررسی دقیق نیاز مشتریهای خود را دارند و من نیز مستثنی نبوده ام. این فرم پرسشنامه با سالها تجربه بدست آمده است. شرکتهای زیادی در ایران هستند که درخواست آنلاین دارند و همه پول پروژه را پیش از آغاز آن دریافت می کنند. بعضی از شرکتها نیز درخواست آنلاین دارند و برای موارد مالی پس از دریافت سفارش اقدام می کنند. به هر حال، چیزی که مهم است: 1- مشتری چه می خواهد؟ و 2- آیا 3D کار تسلط کافی را دارد؟ و 3- هزینه پروژه چقدر است؟. از آنجایی که پروژه های 3D فرمول ثابتی برای تعیین هزینه نداشته اند (من هیچوقت موافق متری قیمت دادن نبوده ام و می دانم که بسیاری از افراد و شرکتها استراتژی متری هزینه تعیین کردن را دارند)، بنابراین چطور می توان به معامله ای برد – برد رسید؟ بیایید فراموش نکنیم که میزان مهارت و تسلط یک 3D کار به انجام دادن تیپ خاصی از پروژه ها است که ارزش کار را بالا می برد. مثلاً یک پروژه 3D ساختمانی 4 طبقه فاز 2 با متراژی معین را فرد یا شرکتی در 3 هفته انجام می دهد و فرد یا شرکتی دیگر در 1 هفته! کدام بهتر است؟ هزینه کدام بالاتر یا کمتر خواهد بود؟ چگونه یک شرکت متوجه شود که 3D کار مورد استعلامش چقدر مهارت دارد و ارزش کار او چقدر است؟ چگونه تفاوت هزینه ها را ارزیابی کنیم؟ چطور به همدیگر اعتماد کنیم؟ این پرسشها و صدها پرسش دیگر دغدغه بسیاری از افراد و شرکتهای مرتبط با صنعت 3D بوده است. در ادامه به چندین استراتژی جالب برای رسیدن به معامله برد – برد اشاره کرده ام:

  • به جای اینکه به فکر منافع کوتاه مدت شخصی خود باشید، به دستاوردهای بلند مدت بیندیشید.

 معامله برد – برد یعنی سود دهی دو طرفه. فراموش کن نیازهای شخصی سریع و کوتاه مدت خودت را و در عوض بر روی آن چه که باعث شادی دو طرف شود تمرکز کن. مثلاً عده ای طراحی آشپزخانه را در 2 ساعت و با هزینه ای بسیار پایین (که باور کردنش سخته!) انجام می دهند. عده ای طراحی همان آشپزخانه را با هزینه ای بسیار بالاتر و در مدت زمان بیشتر انجام می دهند. در این مثال، کدام یک بهتر است؟ به نظر من نسبی است. یعنی این که چه می خواهیم، با چه جزئیات و با چه کیفیتی تعیین کننده معیارهای انتخابی است. به نظر می رسد سپردن نخستین پروژه 3D به فرد یا شرکت مرتبط، همیشه با ریسک همراه بوده است. اگر هدف 3D کار (یا شرکت فعال در عرصه 3D) برندینگ باشد، قطعاً بلند مدت فکر کردن کاملاً برای او یا آنها طبیعی خواهد بود. اگر سفارش دهنده نیز کیفی و بلند مدت به درخواست خود نگاه کند، در اینجا گام نخست رسیدن به معامله سود آور را برداشته ایم.

  • اعتماد، احترام متقابل و نوای شراکتی داشته باشیم.

مذاکره و معامله های برد – برد بر پایه اعتماد و احترام استوار است. تمایلات خود برای سود دو طرفه را بیان کنید. تمایل خود برای روابط حرفه ای دو طرفه را بیان کنید. در واژگان خود از برد – برد بهره بگیرید. صداقت خود را نشان دهید (و حتی مدارکی برای آن بیاورید). هر وقت صحبت پول می شود، سریع افراد به هم می گویند به من (یا ما) اعتماد داشته باشید از خجالتتان در می آییم! نخست اینکه، پول تعارف ندارد و حساب حساب است، کاکا برادر و هیچ ربطی به این حرفها ندارد. دوم اینکه، اعتماد فقط مربوط به انتقال پول نیست! به نظر من، اعتماد و احترام متقابل، یعنی افراد (یا شرکتها) با هم دیگر صداقت کامل داشته باشند. حدود 4 سال تجربه بازرگانی داخلی و خارجی داشته ام و می دانم که چقدر ارزش نامه نگاری های کتبی بالا است. همه چی شفاف و کتبی به جلو می رود. قرارداد ها شفاف و مواد قرارداد کاملاً شفاف و دقیق به تفاهم و امضای هر دو طرف می رسند (البته نه اینکه هرگز آن دو شرکت یا فرد دچار چالشی نخواهند شد!). اما بیایید با آن مواجه شویم: همه درخواستهای پروژه های 3D به صورت کتبی و رسمی ارسال نمی شوند. همه افراد یا شرکتهای 3D کار حرفه ای و رسمی رفتار نمی کنند! پس بنابراین باز هم می بینیم که اهمیت صداقت و اعتماد چقدر بالا می رود. اگر نمی توانید پروژه ای را انجام دهید، رو راست بگویید کار من نیست! اگر پول پروژه را نمی خواهید به طور کامل بدهید، رو راست بگویید برای پرداخت هزینه مشکل دارید! ده ها مثال دیگر می توان زد! شما موارد دیگر را بیان کنید.

  • بدانید که موضوع از چه قرار است.

خوب معمولاً افراد یا شرکتهایی که درخواست دارند، می دانند دقیق چه می خواهند (هر چند ممکن است شفاف درخواست خود را اعلام نکنند یا در مواردی شک داشته باشند). شرکتها یا افراد شاغل در صنعت 3D باید پیش از ادامه دادن مذاکره و ورود به معامله، در خصوص موضوع اطلاعات و تجربه لازم را داشته باشند. روزی یک مهندس مکانیک با من تماس گرفت و جویا شد که آیا پروژه پایپینگ (Piping) با نرم افزار PDMS انجام می دهم؟ بلافاصله گفتم نه و بیان کردم که پروژه های صنعتی را با Rhino و Revit و مطابق با آن نرم افزارها انجام می دهم. این صداقت و شفافیت در مکالمه به نفع بیزنس من شده است.

 

  • از ضمیر ما به جای من یا شما برای پروژه مورد نظر استفاده کنید.

جوری در مورد پروژه صحبت کنیم که گویا فواید آن برای هر دو طرف است. جوری که انگار در یک تیم هستیم! البته این حسن نیت باید راستی و درستی داشته باشد و تظاهر نباشد! تجربه نشان داده که هر گاه آینده پروژه 3D برای هر دو طرف مهم باشد، آن پروژه سود دهی بالایی داشته است. یعنی فقط به این فکر نکنم که پول پروژه را بگیرم و تمام! بلند مدت فکر کنیم.

  • علاقه مندی به انجام پروژه را نشان دهید.

 آیا فقط افراد و شرکتهای شاغل در صنعت 3D به خاطر دریافت پول پروژه ها را انجام می دهند؟ ممکن است طرح این پرسش برای شما خنده دار باشد، ولی براستی چه علایقی برای انجام دادن آن پروژه وجود دارد؟ پاسخ اینکه که چرا می خواهید پروژه را انجام دهید را خودتان بدهید! به راستی که پول در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد اگر بدانید هدف شما چیست و به انجام چه پروژه هایی علاقه دارید. اگر واقعاً به کاری که انجام می دهید علاقه داشته باشید، همیشه افراد یا شرکتهای مرتبط را خواهید یافت!

  • تک تک موارد پروژه را بررسی کنید.

تعداد موارد مربوط به جزئیات پروژه را افزایش دهید. هیچگاه، تأکید می کنم هیچگاه، با شتاب و عجله (شاید از ترس اینکه دیگران پروژه را بگیرند!) پروژه ای را خیلی سطحی و بدون داشتن اطلاعات دقیق نپذیرید. از آنجایی که افراد یا شرکتهایی که قصد سپردن پروژه 3D خود را به فرد یا شرکت 3D کار دارند، نمی خواهند زمان و پول خود را هدر دهند، طبیعتاً این گروه اشتیاق بیشتری به باز شدن بیشتر جزئیات پروژه دارند. به ندرت پیش آمده که کسی که از من استعلام می گیرد، شتابان و بدون دادن اطلاعات بیشتر، خواهان دریافت هزینه باشد. چند موردی هم داشتم که با کمال تعجب افرادی با شتاب خواهان دریافت هزینه فوری بوده اند و وقتی می گفتم نیاز به اطلاعات بیشتر و بررسی دقیق پروژه درخواستی شما دارم تا هزینه را بدهم، به سراغ فرد یا شرکت دیگری می رفتند! حتی یک مورد نیز بود که می گفت اگر کار خود را بلد بودید، سریع قیمت را می دادید!!! هووووومممممم.

  • فشار و اولتیماتوم توصیه نمی شود.

خود و یا فرد یا شرکت دیگر را در تنگنای زمانی و استرس بیخود قرار ندهید. اینجوری سناریوی باخت – برد بوجود می آید. گاهی پیش می آید که مانند دندانی که مدتها است پوسیده و تا به مرحله بحرانی و درد شدید نرسد، به سراغ دندانپزشک نمی رویم، بعضی از پروژه های 3D هم تا مرحله نیاز فوری و شدید نرسد به سراغ 3D کار نمی رویم! (بله درست خواندید). خوب، با توجه به شرایط خاص و متفاوتی، ناگهان مدیری یا مسئولی یا فردی تصمیم می گیرد که فلان پروژه ساختمانی، عمرانی، معماری، صنعتی و غیره نیاز به مدل 3D دارد و ناگهان گروهی و یا فردی سراسیمه به دنبال یافتن شرکت یا فرد 3D کاری که بتواند کار را انجام دهد می شتابد. آن استرس و سراسیمگی را انتقال ندهید! اگر فرد یا شرکت 3D کار حرفه ای رفتار کند، قطعاً زمان بندی دقیق پروژه را اعلام خواهد کرد. فرض کنید پروژه به 10 روز کاری زمان نیاز دارد، پس شما چگونه آن را در کمتر از 3 روز طلب می کنید و تازه پولی هم حاضر نیستید پرداخت کنید تا زمانی که پروژه را کامل تحویل نگیرید! این یک باخت بزرگ است! در حالتی دیگر، اگر سفارش دهنده آرام و مطمئن و شفاف باشد و 3D کار سراسیمه و نا مطمئن باشد و فقط بخواهد پروژه را به هر قیمتی بگیرد (بدون برآورد دقیق زمان و هزینه و اصلاً توانمندی انجام پروژه)، این نیز یک باخت بزرگ است.

  • عصبانی نشوید!

 اگر عصبانی شوید، مذاکره و معامله را باخته اید! حرفه ای بودن بیزنس خود را حفظ کنید و جایگاه خود را بشناسید. صادقانه به جلو بروید و تمایل خود برای انجام درست و دقیق پروژه را اعلام کنید. بارها و بارها به اهمیت ارزیابی دقیق درخواست پروژه 3D اشاره کرده ام. چرا؟ چون صحبت اتلاف روزها و پول است! عصبانی شدن زمانی اتفاق می افتد که یکی از دو طرف (یا هر دو در بدترین حالت) کار خود را درست انجام نداده است. نه درست و شفاف درخواست اعلام شده است و نه درست و دقیق پروژه انجام شده است. رلکس! معامله برد – برد نیاز به عصبانیت ندارد.

  • راه حل ارائه بدهید.

 پروژه هر چه که می خواهد باشد، وقتی که شما (به عنوان سفارش دهنده) آن را درست درخواست کنید و شما (به عنوان 3D کار) آن را درست و دقیق بررسی و ارزیابی کنید، دغدغه های پروژه نمایان می شود و سپس راه حل های گوناگونی می تواند ارائه شود. در اینجا به این پرسش می رسیم که چطور ما می توانیم به بیشینه سود دهی از داشتن این پروژه 3D با تمام راه حل هایی که ارائه داده است برسیم؟ پس در ارائه راه حل ها وارد شوید.

  • ارزش بیشتری به کار بدهید.

 اوکی کار را با هزینه ای معین آغاز کرده اید. ولی به راستی اگر نگرش شما این باشد که ارزش بیشتری به کار دهید (بدون دریافت هزینه اضافه) و آن را تقدیم مشتری کنید، برکت بسیار بیشتری نصیب شما خواهد شد (من بارها تجربه کرده ام). از انواع روشها برای افزودن ارزش بیشتر به پروژه بهره بگیرید. من برای بسیاری از پروژه های خود، بدون آنکه مشتری ام را در جریان بگذارم، خدمات اضافه ای را ارائه داده ام که به ارزش کار افزوده است. افراد یا شرکتها با دیدن آنها خوشحال شده اند و وقتی می بینند هزینه ای اضافه خواهان نیستم، خوشحال تر هم می شوند! خوب نه اینکه چند روز یا هفته بیشتر برای پروژه و موارد اضافه و غیر ضروری وقت گذاشتم! بلکه در همان زمان انجام پروژه، برخی ریزه کاریها و موارد ارزشی بیشتر را به پروژه افزوده ام. البته که سفارش دهنده پروژه نیز پس از دریافت فایلهای نهایی و تصاویر و ویدئوهای پروژه، طبق ارزش های بیشتری که در پروژه خود می بیند، می تواند پاداشی برای آن در نظر بگیرد! (یعنی گفتم پول بیشتر بدهد؟! شما نظرتان چیست؟)

  • قدم به قدم جلو روید.

 آهسته و شمرده شمرده و شفاف، همه موارد پروژه را با هم بررسی و مذاکره کنید. حرکتهای کوچک تدریجی بهتر از پرش های ناگهانی و عظیم در مذاکرات است (به ویژه برای پروژه های 3D).

  • مکتوب کنید.

 اوکی، پس از همه مذاکرات و صحبتها و معاملات، همه موارد را کتبی کنید. با این کار دیگر محلی برای سوء تفاهم باقی نمی ماند. وقتی همه موارد و درخواست پروژه، زمان بندی و هزینه های آن و غیره کتبی شود، دیگر نکته غیر شفافی باقی نمی ماند. با این کار دیگر وقت یکدیگر گرفته نمی شود. معامله باخت – باخت یعنی علاوه بر از دست دادن پول (چه 3D کاری که پولش را ندهند، چه سفارش دهنده ای که خسارت ببیند)، زمان (ارزشمند تر از پول) نیز هدر رفته است. کتبی سازی یعنی همه چی حساب شده و دقیق بر روی کاغذ آورده شده و دیگر جایی برای عصبانیت های آینده و چالشهای بر سر هم داد زدن باقی نمی گذارد! حال، اگر خیلی علاقه مند به داشتن معامله ای کاملاً برد – برد هستید، حتماً این مورد را جدی بگیرید و در جایی از کتبی سازی خود عنوان کنید که خسارت دیر کرد را نیز در نظر گرفته اید (بله اشاره به این مطلب نیز بسیار مهم است). به جز شرایط فورس ماژور که همگانی است و غیر قابل پیش بینی است، شرایط شخصی و شرکتی باید بگونه ای به هر دو طرف اعلام شود که خسارت ناشی از دیر کرد را نیز لحاظ کرده باشد. مثلاً اگر 3D کار، پروژه را دیرتر از زمان تحویل نهایی ارائه دهد، آیا خسارت دیرکرد را مکتوب اعلام کرده بود؟ به هر حال اتفاقاتی برای زندگیش افتاده که نتوانسته پروژه را به موقع تحویل دهد. مثلاً اگر سفارش دهنده، فایل های نهایی را دریافت کند ولی برای پرداخت هزینه طفره رود، آن موقع خسارت این دیرکرد چه می شود؟ البته منطق می گوید که پروژه تسویه شود و سپس فایلهای نهایی ارسال شود. شرکت یا فرد 3D کار برای اطمینان دادن به مشتری می تواند موارد نهایی را واتر مارک کند و با کیفیت پایین تر ارسال کند و یا ده ها روش دیگر تا بدین ترتیب مشتری پس از مطمئن شدن از تکمیل پروژه، تسویه را انجام دهد. دیدن نیمه پر لیوان بهتر از دیدن نیمه خالی آن است! به هر حال برای رسیدن به معامله برد – برد بهتر است همه تفاهمات و توافقات بدست آمده نیز مکتوب شود (البته این نظر من است و شاید افرادی باشند که سالهاست با مذاکرات و معاملات شفاهی پروژه های زیادی را نیز انجام داده اند و خوب باید دید که آیا براستی معاملات برد – برد بوده؟ اگر رو راست باشند و صداقت صد در صدی داشته باشند، به ندرت بیان کنند که تاکنون چالشها و دردسر هایی نداشته اند).

امیدوارم که همه مخاطبین این مطلب معامله های برد – برد برای همه پروژه های 3D خود داشته باشند. پیروز باشید.

 

Summary
Article Name
روشهای رسیدن به معامله برد - برد در پروژه های 3D
Description
در این مطلب به انواع روشها و نگرشهای مفید برای رسیدن به معامله ای برد - برد برای پروژه های 3D اشاره کرده ام.
Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

English